تبليغاتX
رز قرمز تنها
چه خوب شد که به دنيا اومدي وچه خوب شد که دنياي من شدي پس براي من بمان و بدان که هيچ چيز با ارزش تر از عشق نيست و بزرگترين ويژگي عشق بخشايش است بنابراين قلبم را که لبريز ازعشق هست به تو تقديم مي کنم وسوگند مي خورم که تا ابد عاشقانه دوستت بدارم
+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم شهریور 1386ساعت 21:59  توسط مهرناز  | 

سلام به همه دوستای خوبم .مرسی که سر زدین.عذر میخوام چند روزی گرفتار بودم نتونستم بیام سر بزنم.ایشالا جبران کنم.دوستتون دارم.بای
+ نوشته شده در  جمعه دوم شهریور 1386ساعت 16:29  توسط مهرناز  | 


نخستين شاعر
نخستين اهش را
براي تو كشيد
و انسان غارنشين
نخستين گل را
به ديوار
با شرم گونه هاي تو
تصوير كرد
از عشق زاده شدي
در خويش قد كشيدي
با مرگ باليدي
ميان مثلث ايستاده اي
در نقطه تلاقي خطوطي
كه از زواياي حقيقت
به هم رسيده اند
 
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم مرداد 1386ساعت 22:15  توسط مهرناز  | 

چقدر زود دلخوشیم تموم شد چه زود به آخر رسیدم شاید تقصیر من ساده دله ٬ شاید تقصیر تو خود خواه ٬ شاید تقصیر هیچکدوم ٬ کار سرنوشته ٬ شوخی روزگار................اما حق من نبود

 

 

 

اینو از وبلاگ یه دوست برداشتم.خیلی قشنگه

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم مرداد 1386ساعت 12:54  توسط مهرناز  | 



 

 

اي كاش آرزو بودم
تا با تكيه كردن هدف خود بر من مثل باران رحمت بر سر گندم زار دلت بباري

اي كاش گندم زار بودم
تا بهار را در زير بالهايم پنهان مي كردم

اي كاش گندم زار بودم
تا خوشه هاي آتشين عشق را بر قلبت عرضه مي داشتم

اي كاش قلب بودم
تا با تپيدن در سينه تو محرم رگهاي وجودت بودم تا زنده هستي نام من اسطوره هستي ات باشد

 

تقدیم به داداش کوروش خوبم...

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم مرداد 1386ساعت 12:37  توسط مهرناز  | 

 

وقتي عاشق ميشي

بزرگترين امانت خدا رو

واسه کسي که دوستش داري

هديه مي بري

پاکترين احساس دنيا

و معشوقه ات بي توجه اون و زير پا له ميکنه

تو دلت ميشکنه ولي چيزي نميگي

چون دوستش داري

ولي خدا بانگ بر مي اورد که:

عزيزترين هديه مرا نابود کردي!

و تو عزيزتر ميشي

واون......

خدا دل شکسته ها رو خيلي دوست داره

عاشق انتقام نميگيره

صاحب عشقه که راحت نميگذره

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم مرداد 1386ساعت 12:29  توسط مهرناز  | 


نفرين يعني هر آنچه که من ميخواهم و خواهد شد…. و تو نخواهي فهميد.نفرين يعني شنيدن صداي قلبي که تو شکستي…. نفرين يعني سياه شدن خاطرات . نفرين يعني گذشتن از زندگي …خاطره… عشق و تنهايي. نفرين يعني به يادآوردن من… يعني به ياد آوردن تمام خاطرات پاره.


و گذشت… گذشت يعني عبور از درياي احساس … دريايي که هزاران کوسه در آن شناور بود و تو از من خواستي از آن بگذرم.گذشت يعني ترا با ديگري ديدن و در خود شکستن! گذشت يعني شکست من … يعني عبور ساده تو … يعني تکرار تنهايي … يعني سرکشيدن عشقي نافرجام… يعني پاره کردن خاطرات…

                                         گذشت يعني ادامه نقطه چين زندگي…
 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم مرداد 1386ساعت 14:58  توسط مهرناز  | 

مي دوني فلسفه اختراع سرسره براي بچه ها چيه؟ مي خوان از بچگي به ادم ياد بدن كه صعود چقدر سخت و سقوط چه اسونه
+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم مرداد 1386ساعت 0:37  توسط مهرناز  | 

خانه خراب تو شدم.

به سوی من روانه شو.

سجده به عشقت میزنم.

منجی جاودانه شو...

+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم مرداد 1386ساعت 14:43  توسط مهرناز  | 

تو را هرگز نمي بخشم ...
 كه بر باد فنا دادي
همه عشق و نيازم را
به يك هرزه نگاه دادي
 چقدر ساده
براي بي وفايهاي تو مردم
 ولي حالا چقدر زيبا
 جواب خوبي ام را ناروا دادي
 چه اندك بود احساسم
 براي قلب نامردت
جواب گريه هايم را
 با سكوتي بي صدا دادي ...
+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم مرداد 1386ساعت 14:24  توسط مهرناز  | 

هميشه غمگين ترين و رنجورترين لحظات انسان توسط كسي ساخته مي شود كه شيرين ترين و شاد ترين لحظات را براي او ساخته است
+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم مرداد 1386ساعت 14:12  توسط مهرناز  | 

براي کشتن يک پرنده يک قيچي کافي ست. لازم نيست آن را در قلبش فرو کني يا گلويش را با آن بشکافي. پرهايش را بزن... خاطره پريدن با او کاري مي کند که خودش را به اعماق دره ها پرت کند
+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم مرداد 1386ساعت 12:22  توسط مهرناز  | 

مرده ام در کوچه های بی کسی سنگ قبرم را نمی سازد کسی سوختم خاکسرم را باد برود بهترین یارم مرا از یاد برد
+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم مرداد 1386ساعت 12:21  توسط مهرناز  | 

اگر روزي دشمن پيدا كردي، بدان در رسيدن به هدفت موفق بودي! اگر روزي تهديدت كردند، بدان در برابرت ناتوانند! اگر روزي خيانت ديدي، بدان قيمتت بالاست! اگر روزي تركت كردند، بدان با تو بودن لياقت مي خواهد
+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم مرداد 1386ساعت 16:16  توسط مهرناز  | 

مدير تيمارستان گزارش دادند شب پيش يكي از بيماران قصد خودكشي در وان حموم را داشته ولي خوشبختانه يك بيمار ديگر به نام غضنفرنجاتش داده.پزشك تيمارستان پس از مطالعه پرونده غضنفر صداش كرد و گفت:وقتش رسيده كه تورو آزاد كنم اين اقدام بزرگ تو نشان ميده حالت خوب شده.البته متاسفم اون بيمار بالاخره اين كارو كرد .اين بار خودشو تو بالكن اتاقش حلقاويز كرده.غضنفر گفت:نه اون خودكشي نكرده چون خيس بود من آويزونش كردم خشك شه

+ نوشته شده در  شنبه ششم مرداد 1386ساعت 17:16  توسط مهرناز  | 

سلام خدمت اقای سعید قاسمیان عزیز.اقای قاسمیان ممنون که به وبلاگم سر زدین.انشاا... یه دختر خوب برای ازدواج پیدا میکنین.من نمیتونم ای دی بدم شما.اخه نامزد دارم.ولی شما رو یه دوست خوب میدونم.اگه بازم سر بزنی مرسیت میشم.
+ نوشته شده در  شنبه ششم مرداد 1386ساعت 14:55  توسط مهرناز  | 

بودنم را هيچ کس باور نداشت هيچ کس کاري به کار من نداشت بنويسيد بعد مرگم روي سنگ با خطوطي نرم زيبا وقشنگ انکه خوابيده در اين گور سرد بودنش را هيچ کس باور نکرد.
+ نوشته شده در  جمعه پنجم مرداد 1386ساعت 23:54  توسط مهرناز  | 

يکي محبت مي کنه و يکي ناز مي کنه !اوني که ناز مي کنه هميشه محبت مي بينه اما اوني که محبت مي کنه هميشه تنهاي تنهاست
+ نوشته شده در  جمعه پنجم مرداد 1386ساعت 23:54  توسط مهرناز  | 

گربه‌اي كه زمان مرگ بيماران را پيش‌بيني مي‌كند

گربه‌اي به نام اسكار قدرت پيش‌بيني مرگ بيماران را در خانه سالمندان دارد و در ساعات آخر عمر بيماران به آنان نزديك مي‌شود.
دقت او، كه در 25 مورد مشاهده شده، باعث شده وقتي بيماري را انتخاب مي‌كند، كاركنان خانه سالمندان در پراويدنس، رود آيلند، امريكا، به اعضاي خانواده او خبر دهند. بيمار انتخابي گربه معمولا كمتر از چهار ساعت وقت دارد.
دكتر ديويد دوسا، در مصاحبه‌اي گفت: او خيلي اشتباه نمي‌كند و به نظر مي‌رسد مي‌فهمد چه وقت بيماري دارد مي‌ميرد. دكتر دوسا اين پديده را در مقاله‌اي در نشريه پزشكي نيوانگلند توصيف كرده است.
دكتر دوسا، پزشك سالخوردگان و استاد پزشكي دانشگاه براون گفت: اعضاي بسياري از خانواده‌ها با اين كار تسكين مي‌يابند و قدر فرصتي را كه اين حيوان براي آنان و عزيزان در حال مرگ‌شان فراهم مي‌سازد، مي‌دانند.
اين گربه 2 ساله خانگي در طبقه سوم واحد بيماران مغزي خانه سالمندان و مركز بازپروري استيرهاوس در پراويدنس، بزرگ شد. اين مركز محل مداواي بيماران مبتلا به آلزايمر، پاركينسون و بيماري‌هاي مشابه است.
كاركنان اين مركز پس از حدود 6 ماه متوجه شدند كه اسكار درست مانند دكترها و پرستاران سراغ بيماران مي‌رود. بيماران را بو مي‌كند و به آنان خيره مي‌شود، بعد كنار بيماراني مي‌نشيند كه چند ساعت ديگر به مرگشان مانده است.
دوسا گفت: به نظر مي‌رسد اسكار كارش را جدي مي‌گيرد و رفتارش با ديگران دوستانه نيست و به آنان علاقه نشان نمي‌دهد.
خانم دكتر جوآن تنو از دانشگاه براون كه در اين مركز كار مي‌كند و متخصص مراقبت و درمان بيماران بد حال و مشرف به مرگ است، گفت: اسكار در پيش‌بيني مرگ اين افراد بهتر از كساني است كه در اينجا كار مي‌كنند.
او وقتي به استعداد اسكار ايمان آورد كه سيزدهمين پيش‌بيني درست پياپي خود را به عمل آورد.
تنو گفت: داشتم بيماري را معاينه مي‌كردم او زني بود كه ديگر غذا نمي‌خورد، با دشواري نفس مي‌كشيد، و پاهايش سياه شده بود كه همه اينها نشانه‌هاي نزديكي مرگ او بود.
با اين حال اسكار در اتاق و كنار او نماند به اين دليل تنو فكر كرد حيوان قدرت پيش‌بيني خود را از دست داده است. اما معلوم شد كه پيش‌بيني دكتر زود بوده و بيمار 10 ساعت ديگر مرد. اما پرستاران به تنو خبر دادند كه اسكار دو ساعت مانده به مرگ زن بيمار، خود را به او رساند.
پزشكان مي‌گويند بيشتر كساني كه اين گربه دوست داشتني سراغ‌شان مي‌رود حالشان به قدري بد است كه متوجه حضور او نمي‌شوند به اين دليل آگاه نيستند كه او پيك مرگ است. بيشتر خانواده‌ها براي اطلاع پيش هنگام راضي هستند اگرچه يكي از آنان هنگام مرگ عضو خانواده‌اش مي‌خواست گربه در آنجا نباشد.
وقتي اسكار را در چنين شرايطي از اتاق بيرون مي‌برند عصبي مي‌شود و نارضايتي خود را با ميوميو آشكار مي‌كند.
هيچكس مطمئن نيست كه رفتار اسكار از نظر علمي مهم باشد يا دليلي داشته باشد.
تنو مي‌گويد شايد گربه بوهايي را حس مي‌كند يا از رفتار پرستاراني كه بزرگش كرده‌اند چيزهايي را مي‌فهم

برگرفته از : جام جم آنلاین

+ نوشته شده در  جمعه پنجم مرداد 1386ساعت 23:50  توسط مهرناز  | 

سلام.امروز دلم انقدر گرفته که نگو.موندم سر ۲راهی.دلم تنگ شده برای ۱نفر.حتما الان پیش عشقش خوشه.ولی من دنیامو به خاطر اون خراب کردم.کاشکی ادما لااقل انقدر معرفت داشتن که وقتی یکی براشون میمیره یه وقتایی یه سر به مزارش بزنن.کاشکی ...امروز واقعا فهمیدم عشق کشکه.بیخوده.دیگه هیچ وقت عاشق نمیشم.اینو عشقم به من یاد داد.یادگاری اونه.خوشبخت باشی عزیزم م.........
+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم مرداد 1386ساعت 22:21  توسط مهرناز  | 

وقتي سرت رو رو شونه هاي کسي ميگذاري که دوستش داري بزرگترين آرامش دنيا رو تو خودت احساس ميکني و وقتي کسي که دوستش داري سرش رو رو شانه هات ميذاره احساس مي کني قوي ترين موجود جهاني .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم تیر 1386ساعت 20:14  توسط مهرناز  | 

سلام از محمد عزیزم تشکر میکنم که امروز دوباره زحمت کشید ...محمد جون کلی دوستت دارم جیگر.مواظب خودت که نفس منی باش.تورو ۱۵ تا دوستت دارم خودت که بهتر میدونی گلم
+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم تیر 1386ساعت 15:3  توسط مهرناز  | 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم تیر 1386ساعت 14:36  توسط مهرناز  | 

دنیا دو روز است یک روز با تو یک روز بر علیه تو ........... روزی که با تو ست مغرور نشو .... روزی که بر علیه توست ما یوس نشو

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم تیر 1386ساعت 12:25  توسط مهرناز  | 

اكثر ما دوست داريم ديگران دوستمان داشته باشند انگار زندگي بهتر مي شود اينكه ديگران دوستمان داشته باشند يا نه كاملا به خودما بستگي دارد به اينكه چگونه رفتار مي كنيم و چگونه با ديگران كنار مي آييم خيلي وقتها آنطور كه بايد با مردم برخورد صحيح نداريم ما مي گوييم مي خواهيم ديگران ما را همين طور كه هستيم دوستمان داشته باشند.
اين بدان معناست كه ما كارهاي را كه بايد انجام بدهيم نمي دهيم و قصد تغيير دادن راه و روش خود را نيز نداريم خيلي راحت مي گوييم چرا نمي توانند من را همين طور كه هستم بپذيرند و دوست داشته باشند؟
واقعيت اين است كه براي انكه دوستمان بدارند بايد دوست داشتني باشيم.
دوست داشتني شدن كار زياد سختي نيست براي شروع بهتر است وقتي با ديگران روبه رو مي شويد لبخند بزنيد و با روي باز با آنها صحبت كنيد رفتاري دوستانه و صميمي داشته باشيد از مشكلات آنها با خبر شويد و سعي كنيد دركشان نماييد و به احساساتشان توجه كنيد.
وقتي با ديگران رو به رو مي شويد بلافاصله سلام كنيد منتظر نمانيد آنها سلام كنند آنها را به اسم كوچك صدا بزنيد نشان دهيد كه از ديدنشان خوشحال هستيد.
طوري رفتار كنيد كا انگار از زندگي حسابي لذت مي بريد هميشه به خوبي ها فكر كنيد حتي اگر زياد هم مايل نيستيد خود را مثبت نشان دهيد هرگز شكايت نكنيد و غر نزنيد
+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم تیر 1386ساعت 12:24  توسط مهرناز  |